Thursday, October 28, 2010

چوپان دروغگو

نفر اول:دریک خوابگاه دانشجویی زندگی می کنیم دراینجا آلارم های آتش سوزی مستقیم به اداره آتش نشانی وصل هستند که البته بسیار حساس به هرنوع دودی هم می باشند درمواقع آتش سوزی دیگر نیازی به زنگ زدن به آتش نشانی نیست بنابراین صرفه جویی زیادی در زمان طلایی می شود درهفته گذشته این آلارم ها که البته خیلی هم برای آدم یادآور خاطرات بمباران و فرار و پناهگاه هستند سه بار به صدا درآمده اند یعنی سه بار تن همه ساکنین ساختمان لرزیده سه بار همه سریع خودشان را از پله ها از طبقه شش یا هفت به همکف رسانده اند( استفاده از اسانسور دراین مواقع ممنوع است ) و هرسه بار هم به دلیل بی مبالاتی دختران و پسران جوان در هنگام پخت غذا و سوزاندن آن بوده ! اما هربار سه ماشین آتش نشانی در کمتر از پنج دقیقه به محل رسیده اند تعداد قابل توجهی آتش نشان مجهز با ماسک و لباس و کپسول و شلنگ با جدیت از ماشین ها پیاده شده اند  و محل حادثه را وجب به وجب  بررسی کرده و گزارش تهیه کرده بعد هم  با خونسردی کامل بدون دعوا و بحثی سوار ماشین های با ابهتشان شده و محل را ترک کرده اند ! واقعا عجب از این حس وظیفه شناسی .شاید اگر ما بودیم بار دوم که تکرار می شد دیگربه اندازه بار اول جدی نمی گرفتیم اما انگار اینها در درسهایشان درس چوپان دروغگو را نخوانده اند ! ا

1 comment:

داوود said...

1- سلام
2- خوشحالم که میشود نظر داد و با شما دو طرفه رابطه داشت. (در این مدت هر روز چک شده اید!)
3- خوشحالم که نفر اول نیز مینویسد
4- خوشحالم از تجربه ای که مارا در آن سهیم کرده اید